دین و سلوك ایران باستان

0 سفارش
#
در انبار
۶,۰۰۰ تومان ۵,۱۰۰ تومان

توضیحات

مقاله دین و سلوك ایران باستان یک مقاله در زمینه الهیات می‌باشد. این مقاله بصورت استاندارد و در پایان هر پاراگراف منبع آن خط لحاظ شده است. برای سهولت در استفاده این مقاله به دوصورت WORD و PDF آماده دانلود شده است. همچنین در پایان مقاله منابع بصورت کامل ذکر شده‌اند. در ادامه بخشی از این مقاله را مشاهده می‌فرمایید.

دین و سلوك ایران باستان

دین قدیم ایران – در خداپرستی ایران باستان  – فلسفه ستایش چهار عنصرو مادة المواد – فلسفه ستایش ستارگان – اساس دین باستان بر خودشناسی – دین باستان تحت دو عنوان برای  – خواص و توده – بدعت گذاری زردشت در دین باستانی ِ‌ ایران – دین زردشت دین باستان ایران نیست – عدل و داد در ایران باستان – حقوق بشر – شادی و یكصد جشن سالانه در ایران – راستی و درستی ایرانیان – ایران سرزمین آفرینش – تعلیم ایرانیان دیگر ملل و مذاهب را  – سلوك ایران باستان – تمركز ایران باستان – رد پای ایران باستان در هند

ایرانیان باستان به هر روشنایی و روشنایی آوری اعتقاد می داشتند آنان به پاكی و آب ،به ماه درخشنده به خورشید فروزنده سر تعظیم فرود آورده پاس حرمتش می داشتند .

پیر فرزانه حكيم عباس كیوان قزوینی می نویسد :

« در دین قدیم ایران يعني پیش از زردشت مادة المواد را ستایش خدایانه می كردند بی آنكه عنوان خدائی و ریشۀ هستی را منحصر به آن دانند بلكه مانند ستایش و پرستش پدر و استاد و منعم و نسبت به بالاتر از مادة المواد كه چیزی هست یا نه توده ساكت بودند و حق سخن و رأی دادن نداشتند و خواص به اندازه فكر ودانش خود آزاد در فهم و اظهار بودند نه در دعوت توده و اجبار ،كه می گفتند توده باید به حال اجمال بماند و پا از گلیم بیرون نبرد و دست اندازی به كنجكاوی نكند و اگر می كرد خواص با آنكه در میان خودشان اختلاف بود در منع توده متفق می شدند و از پرسش های آنان جواب دانشمندانه نمی دادند و آنها را به كار وامی داشتند و زیان توجه به معارف را در كار زندگی خاطر نشان ِ آنان می كردند و سود نداشتن معارف به زندگانی را مدلل می داشتند كه برای توده بیش از لوازم زندگانی بیهوده است و خردمندان ‍‌ِ جهان از توده انتظار معارف ندارند اما انتظار هنرها و نیكوكاری های بسیار دارند و زینت ها و آبادی های جهان را از توده متنظرند نه از روشن فكران كه خواص نامیده می شوند و عددشان خیلی كمتر از توده است و از آنها معارف عالیه نیز متنظرند نه تنها معارف راجعه به مواد[1] .

مادة المواد نزد علماء شیمی آن چیزی است كه از آخرین تجزیه اجسام باقی بماند و دیگر آن را نتوان تجزیه نمود و از تجزیه هر جسم هم همان بماند كه مختلف النوع نباشد ، پس حدس زده می شود كه اول همان بوده و به تدریج عوارض بر آن افزوده دیگر از كجا و كی افزوده معلوم نیست پس انتظار صفات خدایی از همان ماده باید داشت و رفتار بنده با خدا را با آن باید بجا آورد یعنی همه چیز را بزرگ شمرد زیرا او در همه چیز هست و چون می بینند كه آخر مانده از اجسام فقط چیزی است از اِتـِر سبك تر و روشن تر و پرقوه تر اما شعور و اختیار ابداً ندارد بلكه اسیر و مقهور دست تجزیه كننده است پس می گویند كه طبیعت بی شعور است و همه كار و بار او به طور تصادف است اما خردمند به اینجا نمی ایستد و كشتی ِ فكرش را رو به قبه می راند تا یا غرق شود و یا به جایی برسد یعنی آرام نمی گیرد نه آنكه كسی بر او حكم كند [2].

چون در سابق آلات و علوم شیمی نبود و تجزیه كامل حاصل نمی شد دانشمند قدیم ایرانی به حدس و تجربه مادة المواد را معین می كرد و ستایش می نمود ، لذا به چهار قول مختلف شده بودند كه عرب آن را چهار عنصر نامیده و تعیین كرده اند كه ایران قدیم بیشتر آتش پرست و كمتر آب و هوا پرست و كمتر از آن خاك پرست بودند پس از باب اكثریت همه ایرانی را آتش پرست خواندند [3] .

خرد گوید یا باید برای همان جسم آخرین لایتجزی شعور و قدرت خدایانه قائل شد از فهم ما غائب چنانكه محقق طبیعی[4] می گوید ،پس خدا بودن ِ‌آن عیبی پیدا نمی كند ،و یا مافوق آن روح مجــرّدی قائل شد كه آن يكی از آثار طولیه آن روح باشد چنانكه الاهیین و حكماء می گویند[5].

ایرانیان باستان به مقام ستارگان نیز نماز می بردند بدین معنی كه ستارۀ درخشنده (هور تابنده)[6] را نیروی برتر می شناختند (خداوند در قرآن كریم به جایگاه ستارگان قسم یاد نموده است ) .

نیرویی كه شب و روز آدمی ،چهار فصل زندگی را می سازد حركت ستارگانست اینان (ستارگان ) ارواح مجردۀ مقدسه ای در آسمانها هستند (در ملكوت آسمان )كه كالبد ستارگان اختیار نموده و به سوی نیرویی واحد در فضا ی وجود (پهنۀ آسمان ) در حركتندهمچون خورشید منظومۀ شمسی ِ ما كه ذرّات تابشش هوا است كه ضروری ترین تغذیۀ هر بشر خاكی است .

در زمین ما هر چه وجود یافته و می پاید به طفیل تابش خورشید[7] است .

ایرانیان باستان استدلال می كنند كه آنچه بر حیات بشر اینگونه تأثیر گذار است كه تقویم ِ شب و روز او را می سازد جایگاهی بس رفیع دارد كه شایستۀ احترام و ستایش است.

خیام رساله ای در علت پیدایش فصول و تغییرات آب و هوا كه در اثر حركت ِ ستارگان و سیارات است نگاشته كه این ذره ناچیز مقابله و تصحیح مجدد نموده ارائه داده ام [8] .

روح انسانی در باور ِ باستانی ایران پس از طی مراحل كمال ،ستاره ای خواهد شد و همانگونه كه چندی در تخته بند تن متأثر از مواد بود اینك كه به كمال انسانی رسیده و پَر از گ‍ـِـل فشانده نازكنان در فضا می فروزد و مؤثرِ در مواد هستی می شود [9] .

اما اساس دین باستان بر خودشناسی كه لازمۀ خداشناسی است [10] بوده كه این خودی تصنعی را و خود خواهی را باید از خود ِ حقیقی دور نمود و به هر سختی است تاب آورد تا گنجیاب حقیقت شود. و پس از مرگ این خودی ِ ظاهر كه می میرد ،روح دچار دوزخ از خود دوری نشود [11].

« ایران باستان در دین دو عنوان  داشتند :

یكی به قدر كفایت توده و ضرورت كه بیدین شمرده نشود تا اجانب طمع در دین ِ او نموده گولش زنند و از راه ِ دین او را به سوی خود برند و آن تنها رئوس مسائل دین مرسوم بود هم به طور سطحی هم به طور اجمال ، چه در اعتقادات چه در عبادات و چه در معاملات و عادات ،مانند انزواء ِ زن ‍‌ِ حایض ، و نماز را باید پیش از طلوع آفتاب خواند .

عنوان دوم دین ِ‌ ایران دین خواص بود كه اشراف و امراء و پادشاه داخل خواص بودند و انتظار علوم و اعمال دینیه از آنها خیلی بیشتر از توده و كاركنان و تابین بود ، آنها هم به خود می گرفتند و ادعاهای بلند در امر دین و تفاخرها به این داشتند ،و با مؤبدان كه رؤساء ِ دین و مرجع ِ همه امور ِ‌ دینیه [بودند] مباحثه ها و همچشمی ها و نكته گیریها و عیبجویی ها داشتند و مردم هم تمكین از آنها و چشمداشت (حق به جانب آنها) داشتند و گاهی رأی در دین می دادند و كتب مقدس می نوشتند و فلسفه ها به فكر عمیق خود (كه فكر خود را منحصر به سلطنت نمی كردند) می یافتند و دلیل از خرد توانای خود می آوردند برای اساس دین یا برای خصوص یك مطلبی ،چنانكه از رستم زال كه كسی جز زور بازو (به حدی كه تیرش درخت هنگفت را بشكافد و بگذرد ) چشم دیگر از او نداشت ،سیصد دلیل ِ خود یافته در یگانه بودن ِ‌ خدای 18 هزار گیتی (كه سنگین ترین اندیشه ها است ) نقل می كنند كه اگر راست باشد یگانه دانش عمیق بی مانند است زیرا گروه دانشوران ِ یونان كه آن روز شمع جمع ِ دانش بودند ارباب انواع (خدایان بیشمار) می سرودند.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دین و سلوك ایران باستان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بالا